وقتی از آپارتمان پریدم پایین...

زوج خوشبخت طبقه 10 رو دیدم که باهم زد و خورد می کردن

"پیتر" محکم و قوی رو توی طبقه 9 دیدم که داره گریه می کنه

طبقه 8، "آمی" نامزدش رو می دید که با بهترین دوستش خوابیده

طبقه 7، "دن" قرصای روزانه ضدافسردگیش رو می خوره

طبقه 6، "هنگ" بیکار هنوز هفت تا روزنامه در روز می خره تا یه کار پیدا کنه

آقای خیلی محترم "وانگ" در طبقه 5 سعی میکنه لباسای زیر خانومش رو بپوشه

طبقه 4 "رز" دوباره داره با دوست پسرش دعوا میکنه

طبقه 2، "لیلی" هنوز به عکس شوهرش که از شش ماه پیش گم شده خیره میشه

قبل از اینکه از ساختمون بپرم فکر می کردم بدشانس ترین آدمم

الآن فهمیدم هرکسی مشکلات و نگرانی های خودش رو داره

آدمایی که دیدم الآن دارن به من نگاه می کنن

فکر کنم الآن که من رو می بینن، احساس می کنن وضعشون اونقدرا هم بد نیست.
· هر چه بيشتر تعبير كنيم كمتر به معناي يك متن يا معناي جهان مي رسيم و تنها تعبيرهاي ديگر را مي يابيم. اين تعبيرها را نه سرشت واقعي ِ اشياء بلكه مردمان ديگر ساخته و تحميل كرده اند. و اينگونه فهميده مي شود كه آنچه عميقا « عميق » پنداشته مي شودسطحي است. (فوكو و بنيادهاي تبارشناسي) (دريفوس و رابينو، ٢٠٦ و ٢٠٧)
· هیچ رابطهی قدرتی وجود ندارد مگر اینکه حوزهای از معرفت همبسته با آن نیز در کنارش تاسیس یافته باشد، و هیچ معرفتی هم نیست که روابط قدرت را در آنِ واحد، پیشفرض نگیرد و تاسیس نکند.. فوکو
· زمانی که واژه به جای شیء مینشیند و واسطهی معرفت ما نسبت به آن شیء میشود، خود آن را نفی میکند و هویت مستقل از شیء مییابد. و پس از مدتی این تصورات، اوهام و پیشفرضهای ماست که جای ماهیت اشیایی را میگیرد که واژهی برای معرفی آن ابداع شده بود. فوکو
در آینده باز هم کلمات قصار علوم اجتماعی را در اینجا می گذارم. این هم چند جمله ادبی از یادداشت هایم.
افسوس که سرپنجه خارا شکنی نیست (سپهری)
می توانی از اینکه گل های سرخ خار دارند شاکی باشی؛ یا از اینکه خارها گل سرخ دارند سپاسگزار.
شغالی به بیشه درآید دلیر!
راهی جز این در پیش وطن نیست (بهار)
تا یکی در عمر خود ناخورده نیش.
زان سبب عالم کبودت می نمود (مولانا)
که بر و بحر فراخ است و ادمی بسیار