به اين ميگويند دزدي، يعني نميداني
به كساني كه مطالب اينجا را ميدزدند و در وبلاگشان بدون ذكر منبع با اسم خودشان ميگذارند اخطار ميكنم اگر يك بار ديگر اين كار را بكنند همان بلايي را سرشان ميآورم كه ملا نصرالدين بر سر ده پاييني آورد. چه ميتوانم بكنم!؟ تازه در كامنت وبلاگهايشان كلي از قلم و استعداد آنها و مطالبي كه «نوشتهاند» تعريف ميكنند و «ننويسنده» هم كلي كلاس و غمزه و عشوه ميآيد و من اينجا از خجالت آب ميشوم!
ولي كجائيد كه ضابطميخواهد سرتراشون راه بيندازد و دزدان اينترنتي را رسوا كند! فقط در مورد اين وبلاگ عرض شود كه اگر بخواهم ليست سارقين غيرمسلح وبلاگي را جمع كنم ماهها طول ميكشد. حاصلش را در گوگل و تكنوراتي و بعضي گروههاي خبري ياهو ميبينم و گاهي مطالب خودم بدون ذكر نام توسط ايميل به دست خودم ميرسد! پهناي باند نيز به درك كه ماهانه از لينك بيحاصل به عكسها خورده ميشود.
اما من آزمودهام كه جز دشمنتراشي بيمورد بيفايده است. يكي دو بار كه به بعضي از آنان تذكر دادم چنان پاچهام را گرفتند كه احساس كردم آنها مالباختهاند و من دزد!. عذرخواهي چه فايدهاي دارد؟ دوستان عكاس ديگري هم از چند روزنامه و خبرگزاري شاكي شده بودند. اين است كه بايد «فرهنگ كپيرايت» را حداقل در جزئيات و نوشتهها گسترش دهيم تا بعد اگر روزي روزگاري لياقت مدرنيته داشتيم به چيزهاي بزرگتر و اساسيتر برسيم و بعد قانون و حد و تعزير پياده كنيم.
يك مثل كُُردي ميگويد: «پرچين براي باحياست» يعني طرف اگر دزد باشد از قفل و حصار و پرچين نميپرسد، غيژژژ مطلب را بلوكه ميكند و ويژژژ كليك راست و كپي پيست و يك ليوان خاكشير خنك هم روش. وبلاگي و سايتي و ستون روزنامهاي بدون توجه به نويسنده و زحمات او پر ميكنند. نه كه كپي پيست كردن چيز بدي باشد اما حيا هم چيز خوبي است كه اگر مطلبي را در روز روشن ميبينيم مال كيست حداقل نام نويسندهاش را بگذاريم. همان طور كه از مسواك و بعضي چيزهاي شخصي ديگران كه رويم نميشود بگويم، استفاده نميكنيم! نوشتن منبع و لينك به سايت منبع، نشانهي شخصيت و فهم استفادهكننده از مطلب است. (اين جمله خيلي كليشهاي بود! مثل پيامهاي تبليغاتي نيروي انتظامي از آب درآمد! خودتان باحالتر تصورش كنيد.)
القصه در برخي سايتها و وبلاگها با پيامهاي «حق مؤلف» طنزآميزي روبرو ميشويم كه در نوع خود جالبند. در سايت مردمان آمده: «خداوند نيامرزد پدر و مادر افرادي را كه بدون كسب اجازه و ذكر منبع از مطالب اين سايـت در مـجـلات، روزنـامـههــا، وبلاگها و سايتهاي ديگر استفاده كنند، آمين»!
پيام نيز در چرنديات نوشته: «تمامي حقوق و مزاياي اين سايت متعلق به پيام چرندياتي بوده و مستقيماً به حساب شخصي ايشان واريز ميگردد. هرگونه استفاده از نوشتههاي اين سايت بدون اجازه نويسنده، پيگرد قانوني که دارد هيچي، فحش... و از اين حرفا...!» البته اين كه آقا پيام چطور پيگرد قانوني ميكند را نميدانيم ولي شق دوم مثل اين كه دست به نقدتر است!
در اين وبلاگ هم آن پايين نوشته: «استفاده از مطالب سايت با ذکر نام منبع يا لينك به آن آزاد است». درك كردن معني اين جملهي ساده يعني اينقدر براي بعضيها معرفت مدرنيته ميخواهد و اينقدر سخت
ولي كجائيد كه ضابطميخواهد سرتراشون راه بيندازد و دزدان اينترنتي را رسوا كند! فقط در مورد اين وبلاگ عرض شود كه اگر بخواهم ليست سارقين غيرمسلح وبلاگي را جمع كنم ماهها طول ميكشد. حاصلش را در گوگل و تكنوراتي و بعضي گروههاي خبري ياهو ميبينم و گاهي مطالب خودم بدون ذكر نام توسط ايميل به دست خودم ميرسد! پهناي باند نيز به درك كه ماهانه از لينك بيحاصل به عكسها خورده ميشود.
اما من آزمودهام كه جز دشمنتراشي بيمورد بيفايده است. يكي دو بار كه به بعضي از آنان تذكر دادم چنان پاچهام را گرفتند كه احساس كردم آنها مالباختهاند و من دزد!. عذرخواهي چه فايدهاي دارد؟ دوستان عكاس ديگري هم از چند روزنامه و خبرگزاري شاكي شده بودند. اين است كه بايد «فرهنگ كپيرايت» را حداقل در جزئيات و نوشتهها گسترش دهيم تا بعد اگر روزي روزگاري لياقت مدرنيته داشتيم به چيزهاي بزرگتر و اساسيتر برسيم و بعد قانون و حد و تعزير پياده كنيم.
يك مثل كُُردي ميگويد: «پرچين براي باحياست» يعني طرف اگر دزد باشد از قفل و حصار و پرچين نميپرسد، غيژژژ مطلب را بلوكه ميكند و ويژژژ كليك راست و كپي پيست و يك ليوان خاكشير خنك هم روش. وبلاگي و سايتي و ستون روزنامهاي بدون توجه به نويسنده و زحمات او پر ميكنند. نه كه كپي پيست كردن چيز بدي باشد اما حيا هم چيز خوبي است كه اگر مطلبي را در روز روشن ميبينيم مال كيست حداقل نام نويسندهاش را بگذاريم. همان طور كه از مسواك و بعضي چيزهاي شخصي ديگران كه رويم نميشود بگويم، استفاده نميكنيم! نوشتن منبع و لينك به سايت منبع، نشانهي شخصيت و فهم استفادهكننده از مطلب است. (اين جمله خيلي كليشهاي بود! مثل پيامهاي تبليغاتي نيروي انتظامي از آب درآمد! خودتان باحالتر تصورش كنيد.)
القصه در برخي سايتها و وبلاگها با پيامهاي «حق مؤلف» طنزآميزي روبرو ميشويم كه در نوع خود جالبند. در سايت مردمان آمده: «خداوند نيامرزد پدر و مادر افرادي را كه بدون كسب اجازه و ذكر منبع از مطالب اين سايـت در مـجـلات، روزنـامـههــا، وبلاگها و سايتهاي ديگر استفاده كنند، آمين»!
پيام نيز در چرنديات نوشته: «تمامي حقوق و مزاياي اين سايت متعلق به پيام چرندياتي بوده و مستقيماً به حساب شخصي ايشان واريز ميگردد. هرگونه استفاده از نوشتههاي اين سايت بدون اجازه نويسنده، پيگرد قانوني که دارد هيچي، فحش... و از اين حرفا...!» البته اين كه آقا پيام چطور پيگرد قانوني ميكند را نميدانيم ولي شق دوم مثل اين كه دست به نقدتر است!
در اين وبلاگ هم آن پايين نوشته: «استفاده از مطالب سايت با ذکر نام منبع يا لينك به آن آزاد است». درك كردن معني اين جملهي ساده يعني اينقدر براي بعضيها معرفت مدرنيته ميخواهد و اينقدر سخت
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۸۶ ساعت 1:33 توسط فرزاد درویشی
|